خانه آشنا
بیرون نه
میروی از من از اتاق دود
زده از پیاله ای
چای سیاه پرنگ و از بعد از
ظهر های داغ و خیابان های خاکی کابل نازنین بگذار کمی
برای خودم باشم کمی برای دل
تنگی کمی برای کار
کمی برای
خانه و هم خوابی با زنی که دیگر مرا دوست ندارد نازنین بیرون شو از
من این اتاق دود
زده ای سیگار بو از کفش از پیراهن و میز کار و از کوچه های
گندی برچی و خوشحال خان که مرا این
همه به شمال و جنوب می کشاند بگذار کمی
برای خودم باشم.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت
17:57 توسط آصف آشنا| |


