خانه آشنا
تو ماه نه، تو گل نه، تو ماهی نه، تو صدف تو چیستی که این همه خوب ای، بگو صدف من خس به روی آب ام و تو در زلالها کی میشود نشستن ما روبهرو صدف هر لحظه را حسودی من میشود به آب هر لحظه، او که میکندات شستوشو صدف تو مثل شیر و خامهی صبحانه، تو شکر مثل تو هیچ نیست در این سمتوسو صدف جرات نمیشود که تو را آرزو کنم اوج حماقت است چنین آرزو صدف تو آنقدر ظریف و لطیفی که در تنات غفلت نکرده است خدا قدر مو صدف دانشکده شکوه ندارد بدون تو یک دم بمان برای دل من، نرو صدف
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت
8:49 توسط آصف آشنا| |


